كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

703

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

حضرت آورده خون او را درخواست كرد و آن حضرت شفاعت او را قبول كرده خون او را بخشيد و تمام آلات حرب را از قلعه آورده مصر و سلطان عيسى حاكم ماردين را به سلطانيه رسانيده مصر را از آن‌جا به سمرقند بردند و بهادران جلادت آيين كه در آن قلعهء متين و حصن حصين آثار شجاعت به ظهور آورده بودند رعايت و عنايت فرمود و طويها مرتّب داشته پنج روز به عيش و عشرت اشتغال نمود و امير اتلمش را به محافظت و دارايى قلعهء او نيك مقرر داشته رايات همايون نهضت كرد و امير حاجى سيف الدّين از جانب سمرقند رسيده مهمات ملكى به عرض رسانيد و آن حضرت هيژدهم شوال امير طهرتن را طوى داده ولايات او را به او ارزانى داشت و به عنايت پادشاهانه و انعامات خسروانه مخصوص ساخته گوش هوش او را به زيور نصايح پر در كرده اجازت مراجعت فرمود و امير زيرك جاكوبا فوجى از سپاه ظفرپناه به محاصرهء قلعهء آيدين رفته بود و حاكم آن‌جا امير بايزيد عاجز شده امان طلبيد و عهد كرد كه برون آيد و بىوقوف امير زيرك شبگير كرده به اردوى همايون آمد و آن حضرت او را نواخته ولايت بر او مسلّم داشت . و حضرت صاحب‌قران امير برهان اغلان و امير حاجى سيف الدين و امير جهانشاه بهادر و امير عثمان بهادر را به ولايت گرجستان فرستاد و رايات همايون به جنگلستان آلاطاق درآمده مخالفان را كه پناه به جنگل برده بودند غارت و تاراج كرد و در آن مواضع چند روز شكار فرمود و آغرق كه جدا مانده بود از موضع قرس « 1 » گذشته به اردوى اعلى پيوست و موكب همايون در ظاهر شهر قرس به صحرايى در غايت لطافت فرود آمد . ذكر ولادت اميرزاده ابراهيم سلطان بهادر از جملهء فتوحات كه در اين سال روى نمود يكى ولادت اميرزادهء

--> ( 1 ) . همان شهرى كه امروز قارص نوشته و خوانده مىشود - در چاپ جديد ظفرنامه هم « قارص » ضبط شده . ( ص 502 ) .